محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
4808
تاريخ الطبرى ( فارسي )
« امانى به من مىدهى ؟ امان ابن هبيره يا امان عمويت عبد الله بن على يا امان « ابو مسلم ؟ » گويند : ابو جعفر به دو نوشت : « به نام خداى رحمان رحيم ، « اما بعد سخن تو به من رسيد و نامه ات را خواندم ، همه افتخار « تو به قرابت زنان بود كه خواسته اى اوباش و غوغاييان را بدان گمراه كنى ، « اما خدا زنان را همانند عمويان و پدران و نزديكان و دوستان نكرده كه خدا عمو « را همانند پدر كرده و در كتاب خويش آن را بر مادر دور مقدم داشته ، اگر « خداى آنها را به سبب قرابتشان برمىگزيده بود اميه از همه نزديكتر بود و « حق وى بزرگتر ، و نخستين كس بود كه فردا وارد بهشت مىشد . اما « كار انتخاب خداى در بارهء بندگان به ترتيب چيزهاست كه از گذشتهء اعمالشان « مىداند و فضيلتها كه به آنها داده است . « آنچه در بارهء فاطمه مادر ابو طالب آورده بودى كه از اعقاب اويى ، « خدا هيچكس از فرزندان او را نه دختر و نه پسر نعمت اسلام نداد . اگر كسى « به سبب قرابت نعمت اسلام مىيافت عبد الله يافته بود در دنيا و آخرت « در خور هر گونه نيكى بود . اما كار به دست خداست كه براى دين خويش هر كه « را بخواهد برمىگزيند كه خداى عز و جل فرموده : « * ( إِنَّكَ لا تَهْدِي من أَحْبَبْتَ وَلكِنَّ الله يَهْدِي من يَشاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ « بِالْمُهْتَدِينَ 28 : 56 ) * [ 1 ] » « يعنى : تو هر كه را دوست داشته باشى هدايت نمىكنى بلكه خدا « هر كه را خواهد هدايت كند و او اهل هدايت را بهتر شناسد . « خداى محمد را بر انگيخت عليه السلام و او را چهار عمو بود و خدا
--> [ 1 ] طسم ( 28 ) آيه 56 قصص .